تبليغاتX
::اومدی تو دیگه ر اه برگشتی نیست::

دوستت دارم

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
? +? نويسنده: سینا ? تاريخ: سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 ? موضوع: ?

سلام

بروووووووووو بچ این وب تخلیه شد بپرین تو لینکه زیر اوکی؟؟؟

به علت حال نداشتن دیگه...

بیا اووووووون بهتره!!!

http://istade-ba-mosht.blogfa.com/

لحظاته خوشی ارزوووووووو مندیم...

? +? نويسنده: سینا ? تاريخ: جمعه سیزدهم شهریور 1388 ? موضوع: ?

جریاناته تفلد...

سلام

چطورین؟؟

بچه ها کامپیوترم خراب شده اعصابم خورده! نه خراب خرابا فقط نتش خرابه...

به همین دلیل با پی سی برادرم میام بالا...

خب راستی تولدم نگفتم... کادو ها که جدا حوصله ندارم بگم...

روزه تولدم هیچکس خونه مون نبود... من خودم تنها تو خونه بودم.

یه دفعه دیدم ایفن زنگ خورد از مانیتورش میبینم کیا یکی از دوستام دمه دره...  درو واسش باز کردم گفتم بیا توووووو...

خلاصه اومدیم نیشستیم تو حال. به کیا گفتم حال میکنی تولدو؟؟ تا حالا روز تولد به این سوتو کوری دیده بودی؟؟؟

اقا همون موقع یه فک سرم گفتم میخوام جشن تولد بگیریم ...

خلاصه ساعت ۲ بعد از ظهر جوووو گرفتمووووون بریم خرید.تو گرمایه ۵۵درجه اهواز بی صاحاب رفتیم خرید و یکم خرتو پرت گرفتیمو اومدیم خونه...

اقا رفتیم تو اتاقم کامپیوترو روشن کردیم اهنگ گذاشتیم ولوم بالا ... خلاصه یه تولد گرفتم ۲ نفره خیلی باحال بووووووود.

اما در اخرای تولد اومدم بشینم که با زانو نشستم روی یک شئی اهنی تیز که که پام رو داغون کرد به طوری درد نداشت اما خون گورو گر خون میومد اخ یه دادی زدم که خودم از هنجره ی طلایی خودم زهره ترک شدم...

خلاصه همون موقع بود که میخواستیم قلیووون بکشیم این اتفاق افتاد. یکی بم میگفت قلیووون نکش حالا به تو چه که اون کی بووووود خلاصه من به حرفش گوش ندادم (روزه تولدم بود اما بخاطر قلیوووون پام به ... رفت)اینطوری شدم اخرم نکشیدم...

? +? نويسنده: سینا ? تاريخ: دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 ? موضوع: حرفای خودم ?

یک سال بزرگتر از پارسال...!

*به نام بی نام او*

سلام

من سینا.امروز رفتم تو هفدهمین سال زندگیم

ساعت ۸:۳۰ صبح سال ۱۴/۵/۱۳۷۱ در بیمارستان نیوساید(اهواز) به دنیا اومدم...

ششمین فرد خانواده هستم اخرین فرزند!حقه همه رو هم خوردم!!!

ما ۳تا پسریم ۱دختر! خواهرم وقتی واسم تعریف کرد که چه احساسی داشت وقتی من به دنیا اومدم:

خواهرم و دو تا داداشام منتظر بودن که ببینن من پسرم یا دختر!

نمیدونم داداشام چه احساسی داشتن اما واسم هم مهم نیست

اما خواهرم دوست داشت که من دختر باشم... به گفته ی خودش: وقتی من بدنیا اومدم بابام زنگ زد خونه گفت یه اقا پسر توپله خووووووشگله!!! (البته الان توپل نیستم... خیلی بدم هم میاد از توپل بودن)خلاصه خواهرم وقتی فهمید من پسرم گریه کرد و به گفته ی خودش دو دستی زد تو سر خودش که چرا من دختر نیستم!!!(اخ خدا رو شکر که پسرم...)

فک کنم اگه میگرفتم خفم میکرد!!!

خلاصه وقتی به دنیا اومدم اینقد: ۷۵/۴ کیلو گرم بودم

خلاصه بزرگتر شدم خیلی فوضوووووول شدم که کسی جرئت نداشت با سینا کل کل کنه... اخه می خوردمش با زبوووون!!!

یادمه مامانم میگفت که یک سالم بووووود که سوار هواپیما شدم گفت انقد ووول می خوردم که مامانم منو داد دسته مهمان دار و بعد بردم قسمت اخر هواپیما که یجا واسه بچه ها بوووود!!! خلاصه اونجا پر اسباب بازی بووود... اما من که یادم نمیاد!!!

حقه همه رو هم می خوردم یه پسر دوست داشتنی ولی بعضی اوقات انقدر فوضوووول بودم که هرس همه رو در می اوردم

مامانم می گفت وقتی فامیلا که میومدن خونموووون عمرا بتونستم دسته خودم ببینمت میبردنت دمار از روزگار لوپت در میاوردن به زور از دستشووووون میکشیدمت بیرون! اخه خوشگلو شبیه قند سفید بودی!!!

بزرگتر شدم فوضوووول ترم شدم تقریبا ۷ یا ۸ ساله که خیلی از خودم راضی بودم. یه تیپه خفنی داشتم که الان بهش میگن رپری!!!

اون موقع انقد بدم میومد از تیپه مردم: پیرهن رو مینداختن داخل شلوار. بعد شلوار رو تا گردن می کشیدن بالا اما من نه پیرهن شلوارم رپری بوووود شلوارم هم پایین بووود!!! نه پایین پایین که ۱۸- معلوم بشه ها به اندازه پایین بود...

خلاصه رفتم مهدکودک یادمه یبار خانوممون ازمون املا گرفت منم که فوضوووول بودم حوصله درس رو نداشتم!!! نمرم هم شد -۰- هنوز پرونده ی مهد کودکم رو دارم... صفره هم هستش!

بعد رفتم مدرسه اااااااااااااااااااااااااااااخ چقد بد بود مدرسه حالم بهم میخوره.از درس هم متنفر بودم.دیگه گذشت و شدم.البته یه فوتبالیسته خفن بودم تو پسته دفاع... خلاصه ۱۲ ساله شدم راهنمایی بودم که مربی فوتبال مدرسه مون بردم واسه تست تو استقلال اهواز... قبول شدم تو تست چند بار هم مسابقه دادیم هم باختیم هم بردیم...

اما بعد از ۵ تا ۶ ماه ولش کردم اخه راهش دور بووود... ورزشگاه تختی بوووود منم که بیخیالش شدم...

ولی بعد رفتم بسکتبال این رو از دوم راهنمایی شروع کرردم بصورته حرفه ی که تو بیشتر تیم های اهواز بودم از جمله (صنعت نفت-شرکته گاز-اینده سازان و ملی حفاری) که بهترینش اینده سازان بوووود که تو اهواز دوم شدیم حیف شد کاش اول میشدیم اما اونم بعد از ۳ سال ولش کردم...

و الان در خدمته شما دارم مینویسم و دارم حسرت سال های گذشته رو میخوووورم همش گذشت همش همین بوووود. اینم یه عکس از کیکه تولده امسالم زورتوووون بیاد!!!:

واسه ی دیدن عکس به اینجا بروید!
? +? نويسنده: سینا ? تاريخ: چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 ? موضوع: حرفای خودم ?

حرف یار نیکوست!!! چه ربطی داشت؟

الان نشسته بودم رو تختم داشتم کتاب سرزمین اشباح رو میخوندم میخوندم که گفتم بیام چند کلمه ای راجع بهش بیان کنم...

مجموعه ی سرزمین اشباح شامل 12 جلد کتاب میباشد که من تا بحال 5 قسمت از این مجموعه رو خوندم کتابه بسیار جالبیه اما از جاهای که اشباح رو مثل یک ادم زنده اما با قدرت های فوق العاده توصیف کرده و موجدات نسبتا خوبی نشان داده که کمی

از هیجان کتاب کاهش پیدا میکنه...

بگذریم دیروز قرار بود برم بازار که کول دیسکم رو بگیرم(اخه سوخته بود و من داده بودمش گارانتی تا عوضش کنه)گفت برووو ده روز دیگه بیا یک نووو شووو ببر!!!

گفتم چه خبره ده روز دیگه؟؟؟

خلاصه یه کم جر و بحث کردم که پایانش مطابق میلم پیش نرفت...

الان 14 روز گذشته و من حال ندارم برم! اما امروووز قراره عزمم رو جزم کنم و با یکی از دوستام برم!!!

خلاصه دیروز خواستم برم که تقریبا ساعت 3 بعد از ظهر بووود گفتم اول برم حمام...

از حمام که در اوووومدم به خواب عمیقی رفتم تا ساعت 9 شب از خواب که بیدار شدم متوجه شدم برادرام نیستن خدا کجا رفتن؟؟؟

اخر شب که بابامینا از مهمانی بر میگردن میپرسم کجا رفتن؟؟؟

گفتن رفتن مسافرت!!!

هااااااا؟؟؟

نخیر فیلم هندی!!!

قضیه این بود که اینا وقتی جو مسافرت به سرشون میخوره میگن یالا خدا گپه بزنیم بریم!!!

اعجیبون غریبا! ساعت 10 صبح رفتن بلیط گرفتن ساعت 8 شب حرکت... و من موندم و خونه ی خالی از پسر!

چه کیفی میده تنها پسر خانواده باشی دیگه خوش گذرونی های که اون موقع مجبور بودیم به 3 قسمت مساوی تقسیم کنیم الان ماله خودمه...

خلاصه سرتون رو درد نبارم.

بچه ها میگم این دایتی ها عجب بستنیه ها شاید باورتون نشه من یک روز در میون یه یک لیتری میگیرم میخورم... مزایاشم اینه که جلو گیری میکنه از افسردگی.

مامانم میگه بچه چطور تو چاق نمیشی میگم چمیدوونم مگه دسته خودمه؟؟؟

منم خیلی زیاد میخورم اما خوشبختانه تو سن رشدم و این شکمه هر چی زور بزنه نمیتونه بیاد جلو!

منم که متنفرم از چاق شدن تا نیم سانت این شکمه جلو میاد صبحا ساعت 6 من تو حیاط دارم ورزش میکنم...تا بخابه!!!

خب مزاحم نمیشم دیگه.

سر سبز و شاد باشید.تا بعد

? +? نويسنده: سینا ? تاريخ: یکشنبه چهارم مرداد 1388 ? موضوع: حرفای خودم ?

...

::به نام بی نام او::

سلام چطورین؟؟؟

بابت این چندروز  شرمندم حال ندارم بنویسم اخه در گیر زندگیم سرگرمیمون زیاده.

  اینجا سرگرمیی ندارم که بخوام نصفش رو اینجا تلف کنم...

حرفای دلم هم یه جا دیگه میزنم.پیشه یکی دیگه!!!

لازم نیست بدووونین...

راستی دیروز عصر که یه هواپیمای دیگه سقوط کرد.

تو دوهفته دوتا هواپیما سقوط کرد!!!

کی دیگه جرئت داره سوار هواپیما بشه ؟؟؟

لعنت خدا بر اینا... فعلا بای تا ۱۰-۲۰ سال دیگه

شوخی کردم سعی میکنم دیه زود زود اپ کنم الان میرم چون مطلب ندارم... تا بعد

? +? نويسنده: سینا ? تاريخ: شنبه سوم مرداد 1388 ? موضوع: حرفای خودم ?

سلام بچه ها شرمنده دیر اپیدم!!!! ببخشید...

حالتووووووووون خوبه من که نبودم چکار کردین؟؟؟

راستی این لعنتی اسمش چی بوووود؟؟؟ هاااا یادم اوووووووووومد چی توز بود سگ پدر خدا ازشوووووون نگذره...که مردمو...

بیخیال...

چه خبر ؟؟؟

خب کاری ندارین من برم زوووووووود میام...

خطاب به اقای ناشناس:

ببین میدونم کی هستی واقعا واست متاسفم ازت بعید می دونستم بخوای اینکارو کنی اما حالا میدونم کی هستی بد بخت دلم نمیاد کاریت کنم وگرنه ... میذاشتمت.

الان دیگه میدونم بات چکار کنم تو فکر کن نمیشناسمت.

بچه ها یه چیز بگم نصیحته البته من اونقد بزرگ نشدم که بخوام کسی رو نصیحت کنم اما به عنوان داداش کوچیکه میگم امان از دسته رفیقه لاشی...

و الااااااااااان یه اهنگ جدید و بسیااااااااااااااار زیبا و قشنگ اخرشه دارم میگم بهتووون دانلوود کنید...

بهترین خواننده ای که خیلی دوسش دارم:

راجع به وقایع اخیر که در ایران رخ داد خونده....

بعد از مدتها انتظار آهنگ جدید و فوق العاده بی نظیر از SaMan PI  و MoJaN YZ(رپلرزه) بنام چکمه پیشنهاد میکنم این آهنگ زیبارو از دست ندید



 

دوستوووووون دارم خدافظی...

? +? نويسنده: سینا ? تاريخ: چهارشنبه دهم تیر 1388 ? موضوع: موزیک رپ ?

کاش این روزا تمام نشه...

سلام بچه ها خوووووفین؟؟؟

میخوام یکم از جووو انتخابات در اهواز بگم!!!

این روزا خیلی باحاله با بچه ها میریم بیروون دعوا میشه میخندیم دختر بازی میکنیم خلاصه ازاده ازادیم خیلی باحاله...

ما طرفداره میر حسینیم دیشبم رفته بودیم زیتون کارمندی(یکی از محله های اهواز) خیلی حال کردیم انگار جنگ بووووود.

منم(یعنی ما) تریپ سبز پوشیده بووودم با رنگ دستامونو حتی صورتامونو رنگ سبز زدیم...

خلاصه دیشب جلو مامورا میگفتیم بگم بگم (بگم) میگفتیم بگووووووووو یکی از بچه ها داد زد گفت نمیگم گفتیم چرا گفت مامور اینجاست اگه بگم منو میگیره.

زیاد زر نمیزنم فقط به امید پیروزیه میر حسین...

فقط بگم:میر حسین ۸۰ درصد اهواز طرفه تو هستن.

تا شنبه خدافظی راستی تو سایته قلم نیوز نوشته شنبه با پیروزیه میر حسین موسوی جشن میگیریم... بریزم تو خیابونا...

پس همه با هم میگییم:یه هفته دو هفته احمدی حمووووووووومم نرفته...

? +? نويسنده: سینا ? تاريخ: پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388 ? موضوع: حرفای خودم ?

آهنگ جدید و فوق العاده زیبا برای حمایت از مهدی کروبی

آهنگ جدید و فوق العاده زیبا از ستارگان پاپ و 6.8  (که دیگه همه میشناسن) که برای حمایت از  مهدی کروبی خوندن  پیشنهاد میکنم این آهنگ رو از دست ندید(پخش اختصاصی)




دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، در تاریخ ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ خورشیدی، برگزار خواهد شد. در این انتخابات هفتمین رئیس جمهور ایران برای دوره چهار ساله‌ای که از ۱۲ مرداد ۱۳۸۸ آغاز می‌‌گردد، انتخاب خواهد شد. موقعیت و شرایط ویژه داخلی و خارجی ایران سبب شده‌است که پیش‌بینی نتیجه انتخابات دهم، با اختلاف نظرهای بسیاری روبرو شود. در  نتیجه ما مدیران سایت علاقه به فهمیدن نظر بازدید کنندگان عزیز پیدا کردیم .



Save Target As

Download
? +? نويسنده: سینا ? تاريخ: دوشنبه هجدهم خرداد 1388 ? موضوع: موزیک رپ ?

باتو اشک/تو صورت من معنی نداره

سلام امروز تکست موژان رو گذاشتم لذت ببرید...

 

***نزار تو***
ورس2
باتو اشک/تو صورت من معنی نداره
میشه ستاره بارون وقتی دل آرزوتو داره
تویی تکیه گاه/آغوشت آرامشی داره
که شب/با سکوتش حصودی میکنه آره
دلم تنگ شده برات/چون نیستی اینجا برام
من فرشته قصه گو/تو بودی تو شبام
من یازده یازده آرزو میکنم خدا
مارو نزدیک کنه و نشیم از هم جدا
تا که دستامون/نمونه دور از هم
بشه چشم هرچی حصود کور از دم
که من عروسکه تو/توعروسکه منی
دلم پیشه تو/بادلت پیشه کسی نری
من خستم از دوروبریا از دلم
غم کم بود/که توهم رفتی از پیشم
من یه ساعتم ندیدنت کابوسه برام
نفسم میگیره/بگیر یه روز آغوشت منو

نظر بدین...
? +? نويسنده: سینا ? تاريخ: سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 ? موضوع: موزیک رپ ?

در باره من

سلام چطورین.
من سینام بچه اهوازم متولد 14/5/71 تقریبا 75 روزه دیگه تفلدمه.
خب دیگه چی بگم؟؟؟
تو این وبلاگ میخوام اهنگ عکس کلیپ,... بذارم کلو هوووووووووووم چرتو پرت بنویسم.
امیدوارم خوشتون بیاد.
اینم به افتخاره عشقم که ((((چطووووری)))) تکیه کلامش بود (((-:
میدونم دیووووونم!!!
2/3/1388


منوي اصلي

· صفحه نخست
· فهرست مطالب وبلاگ
· پروفايل
· پست الكترونيك
· آرشيو مطالب


آخرين نوشته ها

· دوستت دارم
· سلام
· جریاناته تفلد...
· یک سال بزرگتر از پارسال...!
· حرف یار نیکوست!!! چه ربطی داشت؟
· ...
· سلام بچه ها شرمنده دیر اپیدم!!!! ببخشید...
· کاش این روزا تمام نشه...
· آهنگ جدید و فوق العاده زیبا برای حمایت از مهدی کروبی
· باتو اشک/تو صورت من معنی نداره



آرشيو موضوعي

· موزیک رپ
· کلیپ
· حرفای خودم
· سیاسی


لينک دوستان

· شاینا جون
· وبلاگ یه پسر ایرانی
· قالب وبلاگ


امکانات




امار وب